در روزهای اخیر، خبر بازگشت واحد استحصال اتان به مدار تولید در مجتمع پتروشیمی پارس، همزمان با توقف مقطعی واحدهای اتیلبنزن و استایرن منومر، دستمایه تحلیلهای متعددی در فضای رسانهای کشور قرار گرفته است. آنچه در این میان قابل تأمل است، تقابل دو روایت از یک واقعیت واحد است: روایتی که در آن احیای یک واحد استراتژیک در بحبوحه محدودیتهای شدید تأمین خوراک، دستاوردی بزرگ و حاصل مدیریت کارآمد تلقی میشود و روایتی دیگر که با نادیده گرفتن این موفقیت عینی، صرفاً بر توقف موقت زنجیره پاییندستی انگشت میگذارد و آن را به حاشیههای مدیریتی غیرمرتبط پیوند میزند. اما واقعیت صنعت پتروشیمی ایران، به ویژه در برهه کنونی که تحریمهای بینالمللی، ناترازیهای داخلی و تهدیدات نظامی گریبانگیر این صنعت حیاتی شده است، بسیار فراتر از این سطحنگریهای سادهانگارانه است و نیازمند نگاهی عمیقتر به مدیریت هوشمندانه خوراک و بهینهسازی سبد تولید دارد.
به گزارش پایگاه خبری مشعل نیوز، پتروشیمی پارس به عنوان یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین مجموعههای زیرمجموعه هلدینگ خلیج فارس، با در اختیار داشتن سه واحد اصلی تولیدی یعنی واحد استحصال اتان با ظرفیت دریافت روزانه ۶۰ هزار تن گاز طبیعی، واحد اتیلبنزن با تولید سالانه ۶۴۵ هزار تن و واحد استایرن منومر به عنوان بزرگترین تولیدکننده این محصول استراتژیک در کشور با ظرفیت اسمی ۶۰۰ هزار تن، عملاً بخش قابل توجهی از زنجیره ارزش صنعت پتروشیمی را در دست دارد. در چنین ساختار پیچیدهای، هرگونه تغییر در تأمین خوراک هر یک از حلقههای زنجیره، میتواند کل آرایش تولید را تحت الشعاع قرار دهد و مدیریت این پیچیدگیها نیازمند تخصص، تجربه و شجاعت در تصمیمگیری است.
احیای واحد استحصال اتان در تاریخ ۱۳ تیرماه ۱۴۰۵، بیشک یکی از مهمترین رویدادهای عملیاتی این مجتمع در سال جاری محسوب میشود. این واحد که به دلیل محدودیتهای تأمین خوراک مدتی از مدار خارج شده بود، با تلاش تیم فنی و مذاکرات مؤثر با مصرفکنندگان منطقه، مجدداً به بهرهبرداری رسید و هماکنون با ظرفیتی معادل ۷۰ درصد، فرآیند تولید را از سر گرفته است. آنچه این دستاورد را دوچندان میکند، تأکید مدیریت شرکت بر امکان افزایش ظرفیت این واحد در آینده نزدیک از طریق افزایش دریافت اتان از سایر مجموعههای منطقه است که نشان از یک راهبرد بلندمدت و آیندهنگرانه دارد. در مقابل، توقف موقت واحدهای اتیلبنزن و استایرن منومر که از همان تاریخ به دلیل کمبود خوراک بنزن اعمال شده است، نه یک نقطه ضعف که یک تصمیم کاملاً عقلایی و بهینهسازانه در راستای مدیریت موجودی خوراک و جلوگیری از تولید ناقص و زیانده محسوب میشود. بررسی روند تولید استایرن منومر نشان میدهد که کاهش تولید این محصول استراتژیک، پدیدهای نوظهور نیست و از سال ۱۳۹۸ به تدریج آغاز شده است؛ به گونهای که بر اساس گزارشهای ماهانه منتشر شده در سامانه کدال، میزان تولید این محصول تا پایان بهمنماه ۱۴۰۴ به حدود ۳۵۲ هزار تن (سیصد و پنجاه و دو هزار تن) رسیده که در مقایسه با ۴۷۰ هزار تن (چهارصد و هفتاد هزار تن) در مدت مشابه سال قبل، کاهشی معادل ۲۵ درصد را نشان میدهد. این کاهش چشمگیر، ریشه در کمبود ساختاری خوراک بنزن در کل صنعت پتروشیمی کشور دارد و نتیجه سالها تأخیر در توسعه زنجیره آروماتیک و افزایش ظرفیت تولید بنزن به شمار میرود و به هیچ وجه نمیتوان آن را به عملکرد یک مجموعه خاص نسبت داد.
نکته قابل توجه در این میان، عملکرد دکتر عبدالکریم پهلوانی است که از شهریور ماه ۱۴۰۴، سکان هدایت این مجموعه عظیم را بر عهده گرفته است. عملکرد مالی شرکت در دوره مدیریت ایشان گویای این واقعیت است که راهبردهای اتخاذ شده، نتیجهای جز بهبود شاخصهای سودآوری نداشته است. بر اساس صورتهای مالی دوازدهماهه منتهی به اسفندماه ۱۴۰۴ که در سامانه کدال منتشر شده، شرکت پتروشیمی پارس موفق به ثبت درآمد عملیاتی بالغ بر ۱۳۳,۴۶۲ میلیارد تومان (یکصد و سی و سه هزار و چهارصد و شصت و دو میلیارد تومان) شده که نسبت به دوره مشابه سال قبل، افزایشی ۳۲ درصدی را نشان میدهد. سود ناخالص شرکت نیز در این دوره با رشدی ۵۰ درصدی به ۳۱,۰۸۹ میلیارد تومان (سی و یک هزار و هشتاد و نه میلیارد تومان) رسیده و سود خالص با افزایش ۳۸ درصدی، به ۲۵,۵۰۲ میلیارد تومان (بیست و پنج هزار و پانصد و دو میلیارد تومان) بالغ شده است. این ارقام که حاصل تلاشهای مدیریتی و عملیاتی در شرایط دشوار تحریمی است، به روشنی نشان میدهد که شرکت علیرغم تمام تنگناها، توانسته مسیر صعودی سودآوری خود را حفظ کند و ارزش افزوده قابل توجهی برای سهامداران خود ایجاد نماید.
در حوزه تجارت خارجی نیز آمارهای منتشر شده حکایت از نقش کلیدی این مجتمع در ارزآوری برای کشور دارد. بررسی عملکرد صادراتی نشان میدهد که محصولات راهبردی نظیر استایرن منومر، اتان، پروپان و بوتان به عنوان اقلام صادراتی مهم، سهم قابل توجهی در تأمین ارز مورد نیاز کشور ایفا میکنند. بر اساس دادههای موجود، این شرکت در بازه زمانی دوازدهماهه منتهی به بهمنماه ۱۴۰۴، بالغ بر ۱.۶ میلیارد دلار (یک میلیارد و ششصد میلیون دلار) صادرات داشته و محصولات خود را به بازارهای چین، امارات، عمان و عراق ارسال کرده است که این امر جایگاه پتروشیمی پارس را در میان صادرکنندگان برتر منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس تثبیت کرده است. این دستاورد در شرایطی حاصل شده که تحریمهای بینالمللی و تهدیدات نظامی، مسیر تجارت خارجی را با دشواریهای بیسابقهای همراه ساخته است.
اما شاید مهمترین و دشوارترین آزمون مدیریتی دکتر پهلوانی و تیم همراه، در شرایطی رقم خورد که فراتر از چارچوبهای متداول مدیریت کارخانهای، به عرصه دفاع از امنیت ملی و تداوم حیات صنعتی کشور کشیده شد. ۱۷ فروردین ماه ۱۴۰۵، در دومین موج حملات هوایی دشمن به منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، پتروشیمیهای جم، دماوند و مبین به عنوان اهداف اصلی این تجاوز، مورد اصابت قرار گرفتند. شرکتهای دماوند و مبین که وظیفه خطیر تأمین برق، آب و اکسیژن مورد نیاز کل مجتمعهای عسلویه را بر عهده دارند، با آسیبهای جدی مواجه شدند و زنجیره تأمین یوتیلیتی منطقه با اختلالاتی گسترده روبرو گردید. در این میان، مجتمع پتروشیمی پارس خوشبختانه آسیب مستقیمی ندید، اما به دلیل وابستگی زیرساختهای تأمین یوتیلیتی به شرکتهای آسیبدیده، عملاً با چالشهای جدی در تأمین برق، آب و سایر خدمات مورد نیاز مواجه شد که میتوانست به توقف کامل تولید منجر شود. شایان ذکر است که پتروشیمیهای جم و مبین همچنان در مرحله آواربرداری به سر میبرند و تعمیرات اساسی و جایگزینی دستگاههای آسیبدیده با تجهیزات جدید، هنوز آغاز نشده است و این موضوع، آثار خود را بر تأمین خدمات زیرساختی منطقه باقی گذاشته است. با این حال، در این شرایط دشوار و ناامن، دکتر پهلوانی بار دیگر ثابت کرد که مدیران کارآزموده، در بحرانها نه تنها عقبنشینی نمیکنند، بلکه با حضور در کنار کارکنان خود، روحیه مقاومت و امید را در کالبد صنعت پتروشیمی کشور میدمند. ایشان در کنار کارگران و متخصصانی که با وجود تهدید مستقیم حملات، از پای ننشستند، ضمن مدیریت شرایط اضطراری، هماهنگیهای لازم را برای استفاده از منابع جایگزین یوتیلیتی و تعمیر خطوط پایپینگ خوراک و خدمات انجام دادند و با تکیه بر دانش بومی و تلاش شبانهروزی، مسیر بازگشت تولید را هموار ساختند. ثمره این ایستادگی را میتوان در احیای واحد استحصال اتان در تیرماه و بازگشت تدریجی بخشهای مختلف تولید به مدار مشاهده کرد که مرهون همان تلاشهای بیوقفه در روزهای سخت پس از حملات است. شایان ذکر است که این مجتمع به عنوان تأمینکننده خوراک اتان برای شرکتهای بزرگی نظیر آریاساسول و پتروشیمی جم، نقش حیاتی در زنجیره تأمین صنعت پتروشیمی کشور ایفا میکند و تداوم فعالیت آن در آن شرایط بحرانی، به معنای حفظ چرخه تولید در چندین مجتمع پاییندستی بوده است.
در دوره مدیریتی دکتر پهلوانی که مصادف با شدیدترین فشارهای تحریمی و دشوارترین شرایط تأمین تجهیزات و مواد اولیه بوده، نشانههای آشکاری از خروج شرکت از وضعیت واکنشی به سمت مدیریت پیشگیرانه و حرفهای دیده میشود. تجربه مدیریت شرایط پس از حملات هوایی و راهاندازی مجدد واحد استایرن منومر در کوتاهترین زمان ممکن، گواهی بر این مدعاست که مدیریت جدید نه تنها از انفعال به دور است، بلکه با تشکیل تیمهای تخصصی مدیریت پروژه، به دنبال صیانت از منافع سهامداران و ذینفعان در پیچوخمهای اقتصادی و بینالمللی است. ایشان در مجمع عمومی فوقالعاده شرکت به صراحت اعلام کردند که با وجود اثرگذاری طبیعی تحریمها بر پروژههای با ابعاد بینالمللی، روند فعالیتهای مهندسی و تدارکات پروژهها متوقف نشده و عملیات اجرایی پروژه کلیدی PDH با جدیت پیگیری میشود؛ موضوعی که نشان از عزم جدی مدیریت برای تکمیل زنجیره ارزش و کاهش وابستگیهای موجود دارد.
اگر نگاهی منصفانه به تغییرات آرایش تولید پتروشیمی پارس در روزهای اخیر داشته باشیم، درخواهیم یافت که تصمیم به راهاندازی واحد اتان همزمان با متوقف کردن موقت زنجیره پاییندستی، یک راهبرد هوشمندانه برای بهینهسازی سبد فروش و حفظ جریان نقدینگی شرکت در شرایط کمبود بنزن بوده است. محصولات استحصال شده از واحد اتان یعنی اتان، پروپان، بوتان و پنتان، هر یک مشتریان مشخص و قراردادهای بلندمدتی با مجموعههای بزرگی همچون آریاساسول، پتروشیمی جم، برزویه و مروارید دارند و فروش آنها بر اساس خوراک بینمجتمعی یا قیمتهای کشف شده در بورس کالا، از شفافیت و پایداری قابل قبولی برخوردار است. در مقابل، ادامه تولید استایرن منومر در شرایط کمبود خوراک بنزن، نه تنها توجیه اقتصادی نداشت، بلکه میتوانست به افت کیفیت محصول نهایی و ایجاد مشکلات فنی در فرآیند تولید منجر شود. بنابراین تصمیم مدیریت ارشد شرکت برای تغییر آرایش تولید، نه یک عقبنشینی که یک پیروزی در مدیریت هوشمندانه منابع محدود محسوب میشود.
گفتنی است در روزهای اخیر، برخی رسانهها بدون استناد به دادههای عینی و گزارشهای رسمی منتشر شده در سامانه کدال، اقدام به بزرگنمایی توقف مقطعی واحدهای اتیلبنزن و استایرن منومر کرده و با چشمپوشی از دستاورد ارزشمند احیای واحد استحصال اتان در شرایط سخت تحریمی و جنگی، کوشیدهاند فضایی منفی حول عملکرد این مجموعه خدوم ایجاد نمایند. این در حالی است که مدیریت کارآمد دکتر پهلوانی و تیم همراه، با تکیه بر دانش بومی و حضور میدانی در بحرانها، نه تنها از توقف کامل تولید جلوگیری کرده، بلکه با تغییر آرایش هوشمندانه تولید، گامی مؤثر در جهت بهینهسازی سبد محصولات و حفظ جریان نقدینگی شرکت برداشته است. رسانههای متعهد به واقعیت و تحلیلگرانی که برای قضاوت خود، سند و استدلال میطلبند، به خوبی میدانند که تخریب بیمدرک یک مجموعه صنعتی در شرایط حساس کنونی، نه تنها کمکی به شفافیت نمیکند، بلکه به سرمایههای ملی و اعتماد عمومی آسیب میزند. عملکرد واقعی پتروشیمی پارس در گزارشهای مالی و عملیاتی بهروشنی ثبت شده و گویای عبور این مجموعه از دوران انفعال و ورود به فاز مدیریت پویا و حرفهای است.
در پایان باید اذعان داشت که صنعت پتروشیمی ایران، به ویژه در برهه کنونی که با پیچیدهترین ترکیب تحریمهای خارجی، تهدیدات نظامی و محدودیتهای داخلی روبروست، بیش از هر زمان دیگری به مدیرانی متخصص، شجاع و آیندهنگر نیاز دارد که بتوانند با نگاهی فراتر از روزمرگیها، پیچیدگیهای زنجیره تأمین را مدیریت کنند و در عین حال، از سرمایههای ملی و منافع سهامداران صیانت نمایند. بدون تردید، آینده صنعت پتروشیمی کشور در گرو نگاه واقعبینانه به توانمندیهای داخلی و حمایت از مدیریتهایی است که با وجود همه تنگناها، چرخ تولید را به گردش درمیآورند و ایران را در مسیر خودکفایی و توسعه پایدار پیش میبرند.
