در صنعتی که سالهاست نفسهایش به شماره افتاده و ناترازی برق و بخار، به بهانهای همیشگی برای افت تولید تبدیل شده، شنیدن خبر رکوردشکنی شبیه شنیدن یک استثناست. اما گاهی همین استثناها هستند که مسیر آینده یک صنعت را تغییر میدهند.
به گزارش مشعل نیوز؛ پتروشیمی پارس، در آخرین ماه تابستان، نه با شعار بلکه با عملکرد، نشان داد که محدودیتها میتوانند شکسته شوند؛ مشروط بر آنکه مدیری در میدان حاضر باشد که به جای تماشا کردن، تصمیم بگیرد و کارکنانی در سنگر، که حتی در سختترین روزها، دست از تلاش نکشند. کریم پهلوانی، این بار با کارنامهای از عمل، ثابت کرد که «فرصت طلایی» را نه با بیتفاوتی، که با شکار کردن میتوان به دست آورد؛ و در این مسیر، کارکنان خدوم پتروشیمی پارس بودند که در ایام جنگ و در اوج فشارهای اقتصادی و امنیتی، لحظهای از کار و تلاش غافل نشدند.
روایت یک جهش
،پتروشیمی پارس با کاهش محدودیتهای تامین یوتیلیتی، بهویژه برق و بخار، موفق شد تولید خود را به شکلی چشمگیر افزایش دهد؛ جهشی که به معنای آن است تولید یک ماه این شرکت، معادل کل تولید چند ماه نخست سال بوده است.
این جهش، یک شبه به دست نیامده است. مهمترین عامل آن، ازسرگیری تولید واحد استحصال اتان است؛ واحدی که با تامین بخار تولید خود را با ظرفیت قابل توجهی از سر گرفت. در پی آن، خطوط تولید پروپان، بوتان و پنتان نیز دوباره فعال شدند.
اما داستان به اینجا ختم نمیشود. در همین بازه، تولید «استایرن و اتیل بنزن» نیز افزایش یافت؛ خبری که برای پلیاستایرنسازان صنعت پتروشیمی، به مثابه باز شدن یک گره کور در زنجیره تامین خوراک است.
پشت این موفقیت، اما چیزی فراتر از تجهیزات و خطوط تولید قرار دارد: کارکنان خدوم پتروشیمی پارس. زن و مردی که در ایام جنگ تحمیلی و در شرایطی که امنیت جانی و روانی خودشان نیز در معرض تهدید بود، لحظهای از کار و تلاش غافل نشدند. آنان نه فقط ماشینها را، بلکه چرخ اقتصاد کشور را در سختترین روزها به حرکت درآوردند. بخش بزرگی از این رکورد، مدیون ایثار و پایداری همین نیروهای وفادار است که در سنگر تولید، همانقدر قهرمانانه ایستادند که رزمندگان در جبههها.
چرا این موفقیت اهمیت دارد؟
آنچه پتروشیمی پارس را در این میان متمایز میکند، نه فقط بزرگی جهش، بلکه نحوه رسیدن به آن است. در شرایطی که بسیاری از واحدهای پتروشیمی، محدودیت برق و بخار را به عنوان یک واقعیت تحمیلی پذیرفته و تولید خود را کاهش میدهند، مدیریت پتروشیمی پارس مسیر معکوس را انتخاب کرد: به جای انفعال، به سراغ ریشه مشکل رفت و با پیگیری مستمر، تامین یوتیلیتی را به نتیجه رساند.
این دقیقاً همان نقطهای است که نقش مدیریت از بهانه جدا میشود. کریم پهلوانی با این عملکرد، نشان داد که مشکلات زیرساختی صنعت پتروشیمی، هرچند واقعی و جدی، اما غیرقابل حل نیستند. آنچه در بسیاری از موارد کمبود دارد، نه منابع، بلکه اراده مدیریتی برای عبور از موانع است. و این اراده، تنها با پشتوانه کارکنانی متعهد و خستگیناپذیر معنا پیدا میکند؛ کارکنانی که پهلوانی نیز در همین مسیر، بر توان و وفاداری آنان تکیه کرد.
اهمیت این دستاورد را میتوان در چند سطح بررسی کرد:
نخست، تقویت زنجیره ارزش: افزایش تولید اتان، پروپان، بوتان و پنتان، خوراک واحدهای پاییندستی را تامین میکند و از خامفروشی و از دست رفتن ارزش افزوده جلوگیری میکند. این یعنی پتروشیمی پارس نه فقط برای خود، بلکه برای کل زنجیره صنعت پتروشیمی کشور ارزش میسازد.
دوم، جهش ارزآوری: افزایش چشمگیر تولید به طور مستقیم بر درآمد ارزی کشور اثر میگذارد و میتواند تراز تجاری صنعت پتروشیمی را بهبود بخشد. در شرایطی که کشور با فشارهای ارزی مواجه است، این دستاورد یک برگ برنده اقتصادی محسوب میشود.
سوم، الگوسازی مدیریتی: این تجربه نشان میدهد که مشکلات صنعت پتروشیمی صرفاً ناشی از کمبود منابع نیست. پهلوانی با این عملکرد، الگویی عملی برای سایر مدیران صنعت ارائه کرده است: به جای تماشا کردن، تصمیم بگیر؛ به جای بهانه، راه حل بساز. این الگو، وقتی کامل میشود که بدانیم همین مدیر، در روزهای جنگ نیز تیم خود را تنها نگذاشت و در کنار کارکنان ایستاد.
چهارم، اعتمادسازی برای سرمایهگذاران: ثبت رکورد تولید در شرایط سخت، سیگنالی مثبت به بازار سرمایه و فعالان اقتصادی است که پتروشیمی پارس از ظرفیت رشد پایدار برخوردار است و مدیریت و کارکنان آن، توانایی تبدیل تهدیدها به فرصت را دارند.
پنجم، ایثار کارکنان در ایام جنگ: شاید مهمترین لایه این موفقیت، همان چیزی باشد که کمتر دیده میشود: حضور کارکنان در محل کار، در روزهایی که هر لحظه ممکن بود خبری ناگوار برسد. آنان نه از ترس عقب نشستند و نه از فشارها شکایت کردند. این تعهد سازمانی در بالاترین سطح خود، سرمایهای اجتماعی است که هیچ چیزی نمیتواند جایگزین آن شود.
درسی که باید تکرار شود
موفقیت اخیر پتروشیمی پارس، روایتی است از این که اراده مدیریتی میتواند بر محدودیتهای ساختاری غلبه کند. کریم پهلوانی با عبور از فرصت طلایی و بیتفاوت نماندن به مشکلات، نشان داد که مدیران صنعتی کشور میتوانند با تکیه بر دانش، تجربه و پیگیری، حتی در سختترین شرایط نیز رکوردهای تازه بسازند. اما این رکورد، مدال افتخاری است که باید بر گردن کارکنان خدوم پتروشیمی پارس آویخت؛ همانها که در ایام جنگ، لحظهای از کار و تلاش غافل نشدند و ثابت کردند که تولید، خود یک جبهه است.
این دستاورد، هم برای سهامداران و هم برای اقتصاد ملی، نویدبخش روزهای بهتری در صنعت پتروشیمی ایران است.
اما مهمتر از خودِ رکورد، تکرارپذیری آن است. اگر تجربه پتروشیمی پارس به یک الگو تبدیل شود؛ الگویی که در آن مدیریت جهادی و کارکنان وفادار در یک راستا حرکت میکنند، میتوان امیدوار بود که صنعت پتروشیمی ایران، نه با بهانههای همیشگی، بلکه با همت و ایثار، مسیر رشد و شکوفایی را دوباره پیدا کند.
