Close Menu
    Facebook X (Twitter) Instagram
    • خانه
    • آرشیو اخبار
    • درباره ما
    • تماس با ما
    Instagram Telegram
    یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
    پایگاه خبری و اطلاع رسانی مشعل نیوز
    Home»با مسئولیت خوانندگان»قربانی خاموش تحریم
    کالبدشکافی دوربرگردان پنهان صنعت نفت و پتروشیمی

    قربانی خاموش تحریم

    محمدعلی اکبری/ کارشناس صنعت نفت
    کیلومترها آن‌سوتر، در قلب منطقه پارس جنوبی، یک معامله خاموش در جریان است که هیچ سخنرانی پیرامون آن صورت نمی‌پذیرد. میعانات گازی—محصولی با ارزش بالاتر از نفت خام—به جای آنکه به بازارهای جهانی برسد یا به فرآورده‌های با ارزش‌افزوده تبدیل شود، راهی چاه‌های نفت خوزستان می‌شود تا آن‌ها را زنده نگه دارد. این، داستان یک دوربرگردان پنهان است. داستانی از جنس انتخاب‌های سخت در روزگار جنگ و تحریم.
    قربانی خاموش تحریم
    فروردین‌ماه ۱۴۰۵، تالار شیشه‌ای وزارت نفت. گزارش عملکرد سالانه با افتخار قرائت می‌شود: «تولید نفت خام کشور نه تنها کاهش نیافته، که رشد داشته است» این جمله برای مدیران حاضر در جلسه، به‌معنای یک پیروزی در برابر تحریم‌ها و فشارهای خارجی است. عددها سر جای خودشان‌اند. گزارش‌ها قانع‌کننده به نظر می‌رسند. همه چیز مرتب است. اما کیلومترها آن‌سوتر، در قلب منطقه پارس جنوبی، یک معامله خاموش در جریان است که هیچ سخنرانی پیرامون آن صورت نمی‌پذیرد. میعانات گازی—محصولی با ارزش بالاتر از نفت خام—به جای آنکه به بازارهای جهانی برسد یا به فرآورده‌های با ارزش‌افزوده تبدیل شود، راهی چاه‌های نفت خوزستان می‌شود تا آن‌ها را زنده نگه دارد.
    این، داستان یک دوربرگردان پنهان است. داستانی از جنس انتخاب‌های سخت در روزگار جنگ و تحریم. و پرسشی که این نوشتار می‌خواهد صادقانه با آن روبرو شود: در شرایطی که گزینه‌های پیش رو، هیچ‌کدام ایده‌آل نیستند، آیا مسیری که می‌رویم ما را به مقصد می‌رساند یا صرفاً سراب «عددسازی» ما را از خطرات بزرگتر غافل کرده است؟

    بخش اول: عددهایی که می‌گویند، عددهایی که نمی‌گویند

    برای فهم اصل ماجرا، ابتدا باید چند عدد کنار هم چیده شود. مجتمع گاز پارس جنوبی روزانه حدود ۷۱۰ هزار بشکه میعانات گازی تولید می‌کند. از این میزان، پالایشگاه ستاره خلیج فارس حدود ۴۵۰ هزار بشکه دریافت می‌کند و پتروشیمی‌های منطقه نیز سهمی حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار بشکه‌ای دارند. صادرات مستقیم میعانات نیز به دلیل محدودیت‌های تحریمی، حجم شفافی ندارد.
    حساب ساده است. اگر ظرفیت تولید را ۷۱۰ هزار بشکه در نظر بگیریم و مقاصد رسمی را از آن کسر کنیم، روزانه رقمی حدود ۲۰۰ تا ۲۶۰ هزار بشکه «ناپدید» می‌شود. این حجم کجا می‌رود؟
    پاسخ را نه در گزارش‌های رسمی، که در سکوت چاه‌های نفت خوزستان باید جستجو کرد. بخشی از این میعانات ارزشمند، نه به عنوان کالای صادراتی، بلکه به عنوان رقیق‌کننده و جایگزین گاز تزریقی، به چاه‌های نفت سنگین تزریق می‌شود. این یعنی ایران، میعانات گازی گران‌تر را به زیر زمین بازمی‌گرداند تا بتواند نفت سنگین ارزان‌تر را بیرون بکشد و بفروشد.

    بخش دوم: چرا این اتفاق رخ می‌دهد؟ منطقی که باید فهمید

    وقتی برای نخستین بار با این پدیده روبرو می‌شویم، پرسش طبیعی این است: «مگر تصمیم‌گیران نمی‌دانند که ارزش میعانات از نفت سنگین بیشتر است؟ چرا چنین معامله‌ای می‌کنند؟»
    پاسخ، هم فنی است، هم مدیریتی و هم ژئوپلیتیک. تحلیل این امر مستلزم موشکافی هر لایه به صورت جداگانه است. لایه اول: ضرورت فنی. مخازن نفت ایران، عمدتاً در نیمه دوم عمر خود قرار دارند. افت فشار، یک واقعیت طبیعی و غیرقابل انکار است. برای حفظ جریان تولید، باید فشار مخزن را با تزریق گاز یا سیالات دیگر حفظ کرد. اما ایران در تأمین گاز مورد نیاز برای تزریق، با ناترازی شدیدی مواجه است؛ گاز در زمستان به بخش خانگی می‌رود، در تابستان به نیروگاه‌ها، و سهم تزریق به مخازن نفتی مدام کاهش می‌یابد. در این خلأ، میعانات گازی به یک راه‌حل جایگزین تبدیل شده است. تحقیقات علمی نیز تأیید می‌کنند که میعانات به‌دلیل سبکی و حلالیت بالا، می‌توانند گرانروی نفت سنگین را کاهش دهند و امکان پمپاژ آن را فراهم کنند. از منظر یک مهندس بهره‌بردار، این اقدام «چاه را زنده نگه می‌دارد» و «عدد تولید را حفظ می‌کند».

    لایه دوم: منطق مدیریتی. اینجاست که قلب تپنده مسأله نمایان می‌شود. در ساختار مدیریتی صنعت نفت ایران، و چه بسا کلیه صنایع، «عدد تولید روزانه» نه صرفاً یک شاخص فنی، که یک شاخص عملکرد سیاسی است. مدیری که عدد تولیدش افت کند، باید در برابر وزیر، مجلس و افکار عمومی پاسخگو باشد. اما مدیری که میعانات گران را به چاه تزریق کرده، هیچ بازخواستی نمی‌شود—چون این عدد در هیچ گزارش ارزیابی‌ای ثبت نمی‌شود. این پدیده، یک نمونه کلاسیک از «مدیریت مبتنی بر عدد» به جای «مدیریت مبتنی بر ارزش»است. وقتی معیار سنجش عملکرد، «حفظ عدد تولید» باشد و نه «حداکثرسازی ارزش اقتصادی»، تصمیم‌گیران ناگزیر به سمت راه‌حل‌هایی می‌روند که عدد امروز را حفظ می‌کند، حتی اگر ارزش فردا را نابود کند. این معضل، منحصر به صنعت نفت نیست. در بسیاری از صنایع کشور، از فولاد گرفته تا پتروشیمی، «آماردهی» بر «بهره‌وری» اولویت یافته است. مدیران ترغیب می‌شوند که صورت مسأله را پاک کنند، نه اینکه خود مسأله را حل کنند. نتیجه، تداوم ظاهری عملکرد و فرسایش پنهان زیرساخت‌هاست.

    لایه سوم: فشار تحریم. تحریم‌ها بازارهای صادراتی میعانات ایران را مسدود کرده‌اند. کره جنوبی و ژاپن که روزگاری بزرگترین مشتریان میعانات ایران بودند، اکنون غایبند. چین نیز عمدتاً نفت خام می‌خرد، نه میعانات. در نبود بازار صادراتی، و با ظرفیت محدود ذخیره‌سازی، میعانات مازاد به یک «مسأله لجستیکی» تبدیل می‌شوند. تزریق به چاه‌های نفت، از این منظر، یک راه‌حل «دفع» است، نه یک انتخاب اقتصادی.

    بخش سوم: هزینه پنهان—سوختن شمع از دو سر

    تا اینجا صرفا مشحص شد که چه اتفاقی در حال رخ دادن است. اما پرسش اصلی اینجاست: هزینه این تصمیم چیست؟

    اگر فرض کنیم روزانه تنها ۱۰۰ هزار بشکه از میعانات پارس جنوبی (کمتر از ۱۵ درصد ظرفیت تولید) به چاه‌های نفت تزریق شود، ارزش صادراتی این حجم در طول یک سال به بیش از ۲.۵ میلیارد دلار می‌رسد. این یعنی ایران، هر سال معادل بودجه چند پروژه بزرگ عمرانی را به زیر زمین برمی‌گرداند. اما هزینه واقعی فراتر از این عدد است:
    – نفت استخراج‌شده با میعانات، همچنان ارزان فروخته می‌شود. تحریم، ایران را مجبور کرده که نفت خود را با تخفیف ۱۰ تا ۱۵ درصدی به چین بفروشد. یعنی ما میعانات گران را خرج می‌کنیم تا نفتی تولید کنیم که باز هم مجبوریم ارزان بفروشیم.
    – مخازن در بلندمدت آسیب می‌بینند. تزریق میعانات، اگرچه در کوتاه‌مدت چاه را زنده نگه می‌دارد، اما جایگزین استاندارد تزریق گاز نیست. در بلندمدت، این اقدام می‌تواند الگوی جریان در مخزن را مختل کرده و بخشی از نفت را برای همیشه غیرقابل برداشت کند.
    – زنجیره ارزش پتروشیمی تضعیف می‌شود. میعانات گازی، خوراک ارزشمندی برای صنعت پتروشیمی است. هر بشکه‌ای که به چاه تزریق می‌شود، از چرخه تولید محصولات با ارزش‌افزوده بالاتر خارج می‌شود.

    بخش چهارم: آیا راه دیگری هست؟

    حال به پرسش کلیدی می‌رسیم: با توجه به تحریم‌ها، محاصره دریایی، و نبود چشم‌انداز فوری برای رفع تنش‌ها، چه باید کرد؟ آیا راهی بین «ادامه وضع موجود» و «توقف کامل» وجود دارد؟
    پاسخ، در یک کلمه خلاصه می‌شود؛ تعادل.
    باید صادقانه و واقع بینانه به موضوع نگریست. توقف کامل تولید—آن هم در شرایطی که ممکن است محاصره ماه‌ها ادامه یابد—از نظر فنی فاجعه‌بار خواهد بود. خاموشی چاه‌ها می‌تواند منجر به آسیب‌های جبران‌ناپذیری مانند رسوب‌گذاری آسفالتین و پارافین در خلل و فرج سنگ مخزن، تخریب تجهیزات درون‌چاهی، و افت فشار دائمی شود. تجربه تاریخی نشان داده که بازگرداندن چاه‌های خاموش‌شده به تولید، گاه غیرممکن یا مستلزم هزینه‌هایی نجومی است که در شرایط تحریم تأمین آن‌ها ممکن نیست. بنابراین، گزینه «توقف کامل» نه عاقلانه است و نه میهنی. اما «ادامه وضع موجود» نیز راه به جایی نمی‌برد. راه‌حل میانی عبارت است از «کاهش هوشمندانه و کنترل‌شده تولید». در این رویکرد:
    یکم: چاه‌ها به‌طور کامل بسته نمی‌شوند، بلکه نرخ برداشت از آن‌ها به حداقلی کاهش می‌یابد که از آسیب‌های فنی جلوگیری کند و چاه را «زنده» نگه دارد.
    دوم: اولویت‌بندی در تزریق انجام می‌شود؛ میادینی که بازدهی بالاتری دارند یا ذخایر استراتژیک‌تری محسوب می‌شوند، سهم بیشتری از منابع تزریقی (اعم از گاز یا میعانات) دریافت می‌کنند.
    سوم: این سیاست، نیازمند یک تصمیم شجاعانه در سطح حاکمیتی است؛ پذیرش اینکه عدد تولید کاهش می‌یابد، اما در عوض، ثروت ملی برای آیندگان حفظ می‌شود.
    این یک «ریاضت فنی» است، نه یک «تسلیم سیاسی». پیام آن به جهان نیز روشن خواهد بود: «ایران حاضر نیست مخازن خود را نابود کند تا نفت ارزان به دیگران بدهد.»

    بخش پنجم: فراتر از نفت—مسأله «فرهنگ آماری» در مدیریت ایران

    پیش‌تر اشاره کردیم که اولویت‌یافتن عدد بر ارزش، ویژه صنعت نفت نیست. این یک ویژگی سیستمیک در مدیریت صنعتی ایران است که باید آن را دید و درباره‌اش گفتگو کرد.
    در صنعت فولاد نیز شرایط مشابهی حاکم است. کارخانه‌ها با وجود ناترازی انرژی، عدد تولید را حفظ می‌کنند، اما کیفیت محصول را فدای کمیت می‌کنند. در پتروشیمی، خوراک به واحدهایی تخصیص می‌یابد که عدد تولید بالاتری ثبت می‌کنند، نه آن‌هایی که ارزش افزوده بیشتری خلق می‌کنند. در صنعت خودرو، تیراژ تولید بالا می‌رود، اما زیان انباشته و بدهی قطعه‌سازان نیز افزایش می‌یابد
    این الگوی تکراری، ریشه در یک نقص ساختاری دارد، وقتی ارزیابی عملکرد مدیران، مبتنی بر شاخص‌های ساده و کمّی (مثل تناژ تولید، بشکه استخراج، یا عدد فروش) باشد و شاخص‌های کیفی (مثل بهره‌وری، ارزش اقتصادی، یا پایداری منابع) در محاق بماند، مدیران به‌طور طبیعی به سمت «بهینه‌سازی عدد» به جای «بهینه‌سازی ارزش» حرکت می‌کنند.
    اصلاح این فرهنگ، یکشبه ممکن نیست. اما می‌توان گام‌های عملی برداشت.
    – افزودن شاخص «ارزش اقتصادی هر بشکه نفت صادراتی» به کارنامه مدیران، در کنار شاخص «تعداد بشکه تولیدی»
    – الزام به گزارش‌دهی شفاف درباره
    درباره «مصارف غیرمستقیم» میعانات گازی و سایر محصولات استراتژیک
    – ایجاد یک نهاد ارزیاب مستقل که هزینه‌های پنهان تصمیمات مدیریتی را محاسبه و منتشر کند
    – ترویج گفتمان «بهره‌وری» به جای «تولید صرف» در رسانه‌ها و مجامع تخصصی

    سخن پایانی: شجاعت دیدن تصویر بزرگتر

    هدف این نوشتار، نه سیاه‌نمایی بود و نه تطهیر. نه قصد داشتیم مدیران را به بی‌کفایتی متهم کنیم و نه تصمیماتشان را زیر سایه سنگین جنگ و تحریم، نادیده بگیریم.
    اما یک حقیقت وجود دارد که باید آن را دید: ادامه مسیر فعلی، به معنای واگذاری تدریجی کنترل صنعت نفت ایران به منطق تحریم‌کنندگان است. آن‌ها می‌خواهند صنعت نفت ایران را در یک فرآیند فرسایشی قرار دهند که هر روز ضعیف‌تر از دیروز شود. ما نباید با دست خود، این فرآیند را تسریع کنیم.
    پرسشی که این نوشتار می‌خواهد پیش روی تصمیم‌گیران، کارشناسان و افکار عمومی بگذارد، ساده اما عمیق است: آیا ترجیح می‌دهیم عدد تولید امروزمان حفظ شود، حتی اگر به قیمت نابودی تدریجی مخازن و هدررفت ارزش افزوده باشد؟ یا حاضریم برای حفظ ثروت بین‌نسلی، موقتاً عددی کوچک‌تر اما پایدارتر را بپذیریم؟
    پاسخ به این پرسش، نیازمند شجاعت است—شجاعت دیدن تصویر بزرگتر. این شجاعت، نه در نفت‌کش‌ها و پالایشگاه‌ها، که در اتاق‌های فکر، در رسانه‌ها، و در گفتگوهای ملی متولد می‌شود.
    این یادداشت، فراخوانی است برای آغاز یک گفتگوی ملی درباره رابطه «عدد» و «ارزش» در مدیریت صنعتی ایران. گفتگویی که شاید آغازش دشوار باشد، اما ادامه‌ ندادنش، هزینه‌ای بسیار سنگین‌تر بر کشور و آیندگان تحمیل خواهد کرد.

    ——————————————————————————————————————————————

    ديدگاه،انتقاد و پيام هايتان براي انتشار در اين ستون را از طريق نظرات خبرهاي سايت، يا ارسال پيامك ، تلگرام يا واتساپ به شماره هاي: ۰۹۱۷۲۶۷۰۰۳۰، یا ۰۹۱۷۲۶۷۰۰۳۱ و یا ارسال ايميل از طريقmashalnews@yahoo.com اقدام فرماييد.

    توجه: درج نظريات ومطالب ارسالي، لزوما ديدگاه اين پايگاه خبري نمي باشد و آمادگي خود را جهت درج توضيح يا جوابيه ادارات و شركت هاي دولتي و خصوصي مي باشيم.

    نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.

    https://www.mashalnews.ir/?p=22080
    ارسال نظرات Cancel Reply

    Instagram Telegram
    تمامی حقوق برای پایگاه خبری مشعل نیوز محفوظ است

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.