مشعل نیوز _ هوشنگ حیدری ( سردبیر): مجمع عمومی سالیانه شرکت صنایع پتروشیمی خلیجفارس در حالی روز چهارشنبه ۲۵ شهریور برگزار شد که ترکیب دوگانهای از دستاوردهای مالی و چالشهای مدیریتی را پیش روی سهامداران قرار داد. مجمعی که از یک سو با تأیید صورتهای مالی و تقسیم ۶۰ تومان سود به ازای هر سهم همراه بود و از سوی دیگر، با انتخاب سه عضو جدید هیئتمدیره، معادلات قدرت در بزرگترین هلدینگ پتروشیمی ایران را دستخوش تغییر کرد.
کارنامهای که در بحران درخشید
بدون تردید، مهمترین دستاورد این مجمع، تصویب صورتهای مالی سالانه و تقسیم ۶۰ تومان سود نقدی به ازای هر سهم بود؛ رقمی که نشان میدهد هلدینگ خلیجفارس حتی در شرایط جنگی و تحریمی، توانسته است انتظارات سهامداران را تا حد قابل قبولی برآورده کند. سود خالص ۱۸۷ هزار میلیارد تومانی این هلدینگ، رشد ۴۸ درصدی را نسبت به دوره مشابه سال قبل نشان میدهد. همچنین پرداخت سود سهامداران حقیقی در کوتاهترین زمان ممکن پس از مجمع، اقدامی است که میتواند اعتماد سرمایهگذاران خرد را تقویت کند.
راهبرد جدیدی که شریعتمداری در این مجمع ترسیم کرد نیز حائز اهمیت است. او با اشاره به تجربه جنگهای اخیر، بر ضرورت کاهش وابستگی به یک منبع درآمد، تنوعبخشی به مسیرهای صادراتی و حرکت به سمت تأمین مستقل انرژی تأکید کرد. برنامه توسعه ۸۱۵ مگاوات نیروگاه خورشیدی، استفاده از ظرفیت کشورهای همسایه و مسیرهای دریایی برای صادرات، و ارتقای امتیاز حاکمیت شرکتی از ۱۵.۳ به بیش از ۸۶، نشاندهنده رویکردی جدی برای تابآورسازی این غول پتروشیمی در برابر بحرانهای آینده است. رشد تولید تجمیعی از ۲۷ میلیون تن به ۲۷.۳ میلیون تن، آن هم در شرایطی که بخشی از تولید به دلیل جنگ از دست رفت، گواهی بر تابآوری قابل توجه این مجموعه است.
سایهها و ابهامها
با این حال، مجمع فارس خالی از ضعف و ابهام نبود. مهمترین پاشنه آشیل این جلسه، عدم شفافیت در مورد آینده مدیریت ارشد هلدینگ بود. مجمع درباره ابقای شریعتمداری در سمت مدیرعاملی رأیگیری نکرد و هیچ تصمیم رسمی در این باره گرفته نشد. این ابهام در شرایطی رخ میدهد که پیشتر خبرهایی درباره برکناری او و انتخاب جانشین منتشر شده بود؛ خبرهایی که روابط عمومی هلدینگ تکذیب کرد اما سکوت وزارت نفت در قبال آن، فضای روانی نامطلوبی برای سهامداران و فعالان بازار سرمایه ایجاد کرد.
ضعف دیگر، ناترازی میان سود حسابداری و جریان نقدی واقعی است. اگرچه سود خالص ۱۸۷ هزار میلیارد تومانی چشمگیر و قابل توجه به نظر میرسد، اما گزارشها حاکی از آن است که در برابر این سود، هزینهها و خسارتهای بالقوه ناشی از جنگ بسیار سنگین است. این شکاف عمیق میان سود دفتری و واقعیتهای عملیاتی، پرسشی جدی درباره پایداری این سودآوری در میانمدت ایجاد میکند. همچنین، تعطیلی موقت پتروشیمی آپادانا و بازنگری در ظرفیت تولید واحدهای زیانده، نشان میدهد که بخشی از ظرفیتهای تولیدی هلدینگ هنوز زیر ظرفیت اسمی خود فعالیت میکنند.
ترکیب جدید هیئتمدیره؛ تغییر موازنه قدرت
شاید مهمترین خروجی این مجمع، تغییر ترکیب هیئتمدیره به نفع وزارت نفت باشد. با انتخاب سه عضو جدید، از پنج کرسی هیئتمدیره، سه کرسی به شرکتهای وابسته به گروه سرمایهگذاری اهداف و صندوقهای بازنشستگی صنعت نفت رسید، یک کرسی به تاپیکو و یک کرسی به نماینده سهام عدالت تعلق گرفت. این ترکیب نشاندهنده پیروزی کامل وزارت نفت در این نبرد مدیریتی است؛ چراکه گروه اهداف و صندوقهای بازنشستگی صنعت نفت مستقیماً زیر نظر وزارت نفت فعالیت میکنند. پیشتر نیز صندوق بازنشستگی صنعت نفت حکم برکناری شریعتمداری را صادر کرده بود. با استقرار سه کرسی در اختیار اهداف، عملاً اهرم قدرت در هیئتمدیره به نفع جریان منتقد شریعتمداری چرخیده است.
آینده شریعتمداری؛ ماندن یا رفتن؟
پاسخ به این پرسش را باید در سه لایه تحلیل کرد. لایه اول، واقعیت حقوقی: مجمع فوقالعاده فقط اعضای هیئتمدیره را انتخاب کرد و درباره مدیرعامل تصمیمی نگرفت. بنابراین، از منظر حقوقی، شریعتمداری همچنان مدیرعامل است تا زمانی که هیئتمدیره جدید جلسه تشکیل دهد و درباره او تصمیم بگیرد. لایه دوم، موازنه سیاسی: با توجه به اینکه سه کرسی از پنج کرسی هیئتمدیره در اختیار جریان منتسب به وزارت نفت قرار گرفته و صندوق بازنشستگی صنعت نفت پیشتر حکم برکناری شریعتمداری را صادر کرده بود، احتمال ابقای او در سمت مدیرعاملی بسیار پایین به نظر میرسد. لایه سوم، سناریوی محتمل: به احتمال زیاد، هیئتمدیره جدید در نخستین جلسه خود درباره تغییر مدیرعامل تصمیمگیری خواهد کرد. سناریوی احتمالی، جایگزینی تدریجی و کمتنش شریعتمداری است؛ به این معنا که او ممکن است برای مدت کوتاهی در سمت خود بماند تا انتقال مدیریتی با کمترین اصطکاک انجام شود، اما در میانمدت، جانشین او — که احتمالاً از میان گزینههای مورد حمایت وزارت نفت خواهد بود — سکان هلدینگ را به دست خواهد گرفت.
برآیند وچشم انداز
مجمع سالیانه فارس، تصویری دوگانه ارائه داد: از یک سو، کارنامه مالی قابل دفاع در سختترین شرایط، و از سوی دیگر، ابهام مدیریتی که سایه سنگینی بر آینده این هلدینگ انداخته است. تقسیم سود ۶۰ تومانی و رشد ۴۸ درصدی سود خالص، دستاوردهایی هستند که نباید نادیده گرفته شوند. اما پرسش بنیادین این است: آیا هلدینگ خلیجفارس میتواند بدون ثبات در تیم مدیریتی، مسیر توسعه و بازسازی پس از جنگ را با همان قوت ادامه دهد؟ ترکیب جدید هیئتمدیره نشان میدهد که وزارت نفت عزم خود را برای تغییر مدیریت ارشد جزم کرده است. آنچه در روزهای آینده رقم خواهد خورد، نه فقط سرنوشت یک مدیر، بلکه مسیر بزرگترین هلدینگ پتروشیمی ایران در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی خود خواهد بود.
