Close Menu
    Facebook X (Twitter) Instagram
    • خانه
    • آرشیو اخبار
    • درباره ما
    • تماس با ما
    Instagram Telegram
    شنبه 14 شهریور 1405
    پایگاه خبری و اطلاع رسانی مشعل نیوز
    Home»جدیدترین اخبار»تاب‌آوری پارس جنوبی در آزمون جنگ
    کارنامه دو ساله شرکت نفت و گاز پارس در صیانت از شریان اصلی تأمین انرژی کشور؛

    تاب‌آوری پارس جنوبی در آزمون جنگ

    1405-06-02

    دو سال نخست فعالیت دولت چهاردهم برای پارس جنوبی، دوره‌ای فراتر از تقویم معمول توسعه و تولید بود؛ دوره‌ای که در آن مهم‌ترین کانون تأمین انرژی کشور، دو بار در معرض پیامدهای مستقیم جنگ تحمیلی قرار گرفت و پنج پالایشگاه این مجموعه، به‌عنوان حلقه‌های حیاتی زنجیره تولید و فرآورش گاز، از حملات مصون نماندند.

    به گزارش مشعل نیوز؛ اهمیت این رخداد زمانی آشکارتر می‌شود که جایگاه پارس جنوبی در تراز انرژی ایران را در نظر بگیریم؛ میدانی که بخش عمده گاز مورد نیاز کشور را تأمین می‌کند و استمرار تولید از آن، نه‌تنها ضامن پایداری شبکه گاز، بلکه پشتوانه تأمین سوخت نیروگاه‌ها، تولید صنایع، مجتمع‌های پتروشیمی، پالایشگاه ستاره خلیج فارس و بخش گسترده‌ای از اقتصاد ملی است.

    در چنین شرایطی، آزمون اصلی صنعت گاز با محوریت میدان مشترک پارس جنوبی در توان و تاب‌آوری برای حفظ جریان تولید، بازیابی ظرفیت‌های آسیب‌دیده و ادامه هم‌زمان برنامه‌های توسعه‌ای معنا پیدا کرد. کارنامه شرکت نفت و گاز پارس در این دوره نشان می‌دهد که حتی در شرایطی که بخش بزرگی از زیرساخت‌های راهبردی گاز در کانون تهدید قرار گرفتند، زنجیره تولید از حرکت نایستاد، ظرفیت‌های عملیاتی حفظ شد، بخش مهمی از تولید از دست‌رفته به مدار بازگشت و طرح‌های حفاری، توسعه و نگهداشت تولید نیز ادامه یافت. از این منظر، میدان مشترک پارس جنوبی در دو سال گذشته نه فقط عرصه‌ای برای تولید گاز، که صحنه سنجش واقعی تاب‌آوری انرژی کشور بود.

    بازگشت ظرفیت در میانه بازسازی

    نخستین آزمون بزرگ بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده پارس جنوبی در دولت چهاردهم، با حمله به پالایشگاه فاز ۱۴ در جریان جنگ 12روزه رقم خورد. این رخداد بخشی از تأسیسات این پالایشگاه را درگیر آتش‌سوزی و خسارت کرد، اما روند پاسخ به حادثه از همان ساعات نخست به مهار آتش محدود نماند و بلافاصله پس از اطفای کامل حریق، فعالیت‌های مرتبط با ارزیابی خسارت، ایمن‌سازی، آواربرداری و بازسازی تأسیسات آغاز شد و جبهه‌های کاری به‌گونه‌ای سازمان یافت که بازگرداندن ظرفیت تولید در کوتاه‌ترین زمان ممکن در اولویت قرار گیرد.

    حاصل این رویکرد، بازگشت سریع بخش عمده ظرفیت پالایشگاه بود؛ به‌گونه‌ای که سه ردیف شیرین‌سازی که آسیب کمتری دیده بودند، در کمتر از ۱۰ روز تعمیر، آماده‌سازی و دوباره وارد مدار تولید شدند. این بازگشت زودهنگام، در شرایطی که بخشی از تجهیزات پالایشگاهی با خسارت مستقیم مواجه شده بود، امکان بازیابی سریع بخش قابل توجهی از ظرفیت فرآورش را فراهم کرد و مانع از استمرار طولانی‌مدت کاهش تولید شد.

    در کنار این سه ردیف، بازسازی ردیفی که بیشترین میزان آسیب را متحمل شده بود نیز به‌صورت مستقل و با گستره فنی وسیع‌تر در دستور کار قرار گرفت. انتخاب پیمانکار و آغاز عملیات تعمیراتی این بخش بلافاصله پس از پایان جنگ ۱۲روزه انجام شد و اکنون فرآیند بازسازی آن با پیشرفت قابل توجهی در حال اجراست.

    در مقطع بعدی جنگ، پالایشگاه‌های فازهای ۴ و ۵ و ۹ و ۱۰ پارس جنوبی نیز در معرض حمله قرار گرفتند و بخش‌هایی از تأسیسات آنها آسیب دید. پس از ایمن‌سازی مناطق آسیب‌دیده، عملیات گسترده آواربرداری و پاک‌سازی در هر دو پالایشگاه آغاز شد تا در کوتاه‌ترین زمان ممکن، جبهه‌های کاری برای ورود به مرحله بازسازی مهیا شود.

    اهمیت این اقدامات از آن منظر است که هر پالایشگاه در زنجیره پارس جنوبی حلقه دریافت، شیرین‌سازی و آماده‌سازی گازی است که از سکوهای فراساحلی برداشت می‌شود. از این‌رو، بازیابی ظرفیت پالایشگاهی، مستقیماً امکان افزایش دوباره برداشت از دریا را فراهم می‌کند. در همین راستا در فاصله کوتاهی پس از حملات به پالایشگاه‌ها، سه سکوی گازی پارس جنوبی به مدار بازگشتند و بخشی از ظرفیت تولید از دست رفته به سرعت احیا شد.

    فرآیند بازسازی پالایشگاه‌های آسیب‌دیده را باید یکی از مهم‌ترین نمودهای تاب‌آوری پارس جنوبی در دو سال گذشته دانست؛ فرآیندی که از مهار آتش آغاز شد، با بازگرداندن سریع واحدهای کمتر آسیب‌دیده ادامه یافت و اکنون با بازسازی بخش‌های سنگین‌تر، در مسیر احیای کامل ظرفیت‌های آسیب‌دیده قرار دارد.

    توسعه زیر سایه بحران

    آنچه این دوره بحرانی پارس جنوبی را متمایز می‌کند، استمرار هم‌زمان برنامه‌های توسعه میدان است. در دو سال دولت چهاردهم ۱۷ حلقه چاه جدید در فازهای مختلف پارس جنوبی حفاری شد و تا پایان سال ۱۴۰۴، حفاری و تکمیل چاه‌های جدید در کنار اسیدکاری چاه‌های موجود، حدود ۳۰ میلیون مترمکعب در روز به ظرفیت تولید گاز از میدان مشترک پارس جنوبی افزود.

    حاصل زنجیره این اقدامات در زمستان ۱۴۰۴ خود را در ثبت بالاترین نصاب برداشت تاریخ میدان نشان داد؛ زمانی که تولید گاز غنی پارس جنوبی برای نخستین بار به ۷۳۰ میلیون مترمکعب در روز رسید. این رکورد در روزهای پایانی بهمن ۱۴۰۴ و پس از ثبت چند نصاب متوالی تولید به دست آمد.

    یکی از مهم‌ترین برنامه‌های نگهداشت تولید در این دوره، شتاب‌بخشی به طرح حفاری چاه‌های درون‌میدانی یا Infill بود؛ طرحی که حفاری ۳۵ حلقه چاه در ۱۷ سکوی تولیدی پارس جنوبی را هدف‌گذاری کرده است.

    فلسفه اجرای این طرح، دسترسی به ظرفیت‌هایی از مخزن است که با آرایش فعلی چاه‌ها امکان برداشت بهینه از آنها وجود ندارد و از همین رو، چاه‌های درون‌میدانی به یکی از ابزارهای اصلی برای جبران افت تولید سکوهای باسابقه میدان تبدیل شده‌اند.

    در طرح حفاری چاه‌های Infill نیز تاکنون هفت حلقه چاه تکمیل شده، پنج حلقه به بهره‌برداری رسیده و حفاری 6 حلقه دیگر ادامه دارد. این چاه‌ها، در دوره بلوغ میدان، بخشی از معماری جدید صیانت از تولید پارس جنوبی با هدف استفاده بهینه‌تر از ظرفیت مخزن و حفظ توان برداشت سکوهای در حال بهره‌برداری به شمار می‌آیند.

    در همین دوره، هفت حلقه چاه فاز ۱۳ پارس جنوبی که در پی سانحه مربوط به حدود یک دهه گذشته تحت تأثیر قرار گرفته بودند نیز با بکارگیری تکنولوژی‌های جدید بازیابی شدند که نمونه‌ای دیگر از توان شرکت نفت و گاز پارس برای احیای ظرفیت تولید در کنار توسعه ظرفیت‌های جدید به شمار می‌رود.

    لازم به ذکر است، در فاز ۱۳ پارس جنوبی، بخشی از اقدامات شرکت نفت و گاز پارس بر تکمیل فعالیت‌های باقی‌مانده توسعه توان ساخت داخل متمرکز بوده است. در این چارچوب، دومین مخزن ذخیره‌سازی پروپان پالایشگاه فاز ۱۳ راه‌اندازی شد و با ورود آن به مدار، صادرات پروپان از این ظرفیت جدید آغاز شد.

    هم‌زمان در بخش فراساحل، فلوترهای اندازه‌گیری سطح مخازن فرآیندی سکوهای فاز ۱۳ نیز با اتکا به ظرفیت داخلی بومی‌سازی شد. این تجهیزات در پایش مستمر شرایط فرآیندی و بهره‌برداری مطمئن از مخازن نقش دارند.

    جهش سه برابری ناوگان حفاری؛ افزایش قدرت مانور در دریا

    در مردادماه سال ۱۴۰۳، همزمان با آغاز فعالیت دولت چهاردهم، تنها 4 دستگاه دکل حفاری دریایی در میادین تحت اختیار شرکت نفت و گاز پارس مستقر بود.

    از آن زمان تاکنون، با برنامه‌ریزی‌های گسترده تقویت و مدیریت ناوگان حفاری، 8 دستگاه حفاری دریایی به ظرفیت عملیاتی پروژه‌های شرکت در بخش‌های توسعه‌ای و نگهداشت افزوده شده و تعداد دکل‌های مستقر در میادین تحت اختیار شرکت نفت و گاز پارس به 12 دستگاه رسیده است. ایجاد این ظرفیت، امکان فعالیت موازی در پروژه‌های توسعه‌ای، چاه‌های درون‌میدانی و عملیات مرتبط با تعمیر و تکمیل چاه‌ها را فراهم کرده است.

    در یک میدان عظیم فراساحلی، افزایش هر دکل حفاری جدید یک جبهه کاری مستقل می‌گشاید و فاصله میان تصمیم مهندسی و مداخله عملیاتی در مخزن را کوتاه‌تر می‌کند. از این منظر، تقویت ناوگان حفاری را باید یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های افزایش انعطاف‌پذیری شرکت در برابر نیازهای آینده تولید دانست.

    فشارافزایی و ورود پارس جنوبی به مرحله بعدی حیات میدان

    در کنار برنامه‌های جاری حفاری، تکمیل چاه‌ها و نگهداشت تولید، یکی از راهبردی‌ترین پرونده‌های صنعت گاز کشور در دولت چهاردهم، طرح فشارافزایی میدان گازی پارس جنوبی است که آینده تولید این میدان در سال‌های پیش‌رو با پیشرفت آن گره خورده است.

    پارس جنوبی پس از بیش از دو دهه برداشت مستمر، به مرحله‌ای از حیات مخزن رسیده که کاهش تدریجی فشار، به‌عنوان یک واقعیت طبیعی میدان، ضرورت ساخت سازه‌های فراساحلی مرتبط با فشارافزایی را در مقیاسی متفاوت از سال‌های نخست توسعه پیش روی صنعت نفت قرار داده است.

    در پاسخ به این ضرورت، دولت چهاردهم یکی از مهم‌ترین گام‌های اجرایی این طرح را با انعقاد چهار قرارداد اصلی فشارافزایی در بخش فراساحل پارس جنوبی با پیمانکاران منتخب برداشت. این اقدام عملاً این ابرپروژه را از مرحله مطالعات و برنامه‌ریزی به مرحله تعهدات اجرایی و آماده‌سازی برای ساخت و استقرار تأسیسات مورد نیاز وارد کرد. در ادامه نیز طرح فشارافزایی میدان گازی پارس جنوبی سرانجام در مرداد ۱۴۰۵ به تصویب شورای اقتصاد رسید و چارچوب لازم برای پیشبرد یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های آتی صنعت گاز کشور تثبیت شد.

    ماهیت طرح فشارافزایی در پارس جنوبی، صیانت از ظرفیتی است که طی بیش از دو دهه و با سرمایه‌گذاری گسترده در بخش‌های حفاری، فراساحل، خطوط انتقال و پالایشگاه‌های خشکی ایجاد شده است.

    با کاهش فشار مخزن، توان طبیعی انتقال گاز از چاه و سکو به سمت تأسیسات خشکی به‌تدریج محدود می‌شود و ایجاد تأسیسات فشارافزایی، امکان تداوم انتقال و بهره‌برداری از ظرفیت موجود میدان را در سال‌های آینده فراهم می‌کند. از این منظر، اجرای این طرح در واقع حفاظت از بخش مهمی از زیرساخت تولید گاز کشور و استمرار کارکرد راهبردی پارس جنوبی در تراز انرژی ایران است.

    هم‌زمان با فعالیت‌هایی که در این طرح دنبال می‌شود، مقدمات اجرای فشارافزایی در بخش خشکی نیز آغاز شده و پروژه فشارافزایی خشکی فاز ۱۹ با ورود به فرآیند مناقصات در مسیر اجرا قرار گرفته است. این هم‌زمانی میان برنامه‌های فراساحلی و خشکی از آن جهت اهمیت دارد که فشارافزایی پارس جنوبی یک زنجیره یکپارچه مهندسی است و تحقق اهداف آن نیازمند هماهنگی میان تأسیسات سرچاهی و سکوهای دریایی، خطوط انتقال و زیرساخت‌های دریافت و فرآورش در خشکی خواهد بود.

    فاز ۱۱ در مسیر تکمیل آخرین فصل توسعه پارس جنوبی

    در دولت چهاردهم، فعالیت‌های توسعه‌ای فاز ۱۱ میدان گازی پارس جنوبی به یکی از پرتحرک‌ترین جبهه‌های توسعه‌ای میدان مشترک پارس جنوبی تبدیل شده است. با تکمیل عملیات حفاری و افزودن 6 حلقه چاه جدید در کنار چاه‌های پیشین در موقعیت SPD11B، شمار چاه‌های در مدار بهره‌برداری در این فاز مرزی به 11 حلقه چاه رسیده و تولید گاز از این موقعیت در مرز آبی ایران و قطر از 11 میلیون مترمکعب به ۲۶ میلیون مترمکعب در روز افزایش یافته است. بر اساس برنامه پیش‌بینی‌شده،  با تکمیل فعالیت‌های باقی‌مانده، نخستین سکوی طرح توسعه فاز 11 پارس جنوبی امسال به ظرفیت کامل تولید 28 میلیون مترمکعب گاز در روز خواهد رسید.

    در امتداد توسعه آخرین فاز باقی‌مانده پارس جنوبی، عملیات نصب پایه سکوی SPD11A در روزهای گذشته به پایان رسید تا زمینه آغاز حفاری چاه‌های جدید در دومین موقعیت فاز 11 پارس جنوبی هموار شود. پیش از ورود پروژه به این مرحله، مطالعات ارزیابی اثرات زیست‌محیطی موقعیت سکو و خطوط لوله دریایی SPD11A تکمیل و مجوز EIA از سازمان حفاظت محیط زیست اخذ شد. هم‌زمان، مطالعات مهندسی پایه و پیشرفته سکوی بهره‌برداری این موقعیت نیز به پایان رسید و پروژه وارد مرحله مهندسی خرید، آغاز فرآیند تأمین کالا و تجهیز و راه‌اندازی کارگاه ساخت سکو شد. به این ترتیب، توسعه SPD11A اکنون از مرحله مطالعات و طراحی عبور کرده و اجزای اصلی زنجیره ساخت، تأمین و آماده‌سازی عملیات فراساحلی آن در حال شکل‌گیری است.

    در کنار توسعه ظرفیت جاری، نگاه به آینده تولید فاز ۱۱ نیز در همین دوره آغاز شده است. مطالعات پایه و مهندسی طرح عظیم فشارافزایی فاز ۱۱ در قالب هاب یک در دستور کار قرار گرفته تا هم‌زمان با تکمیل توسعه اولیه میدان، زیرساخت لازم برای مقابله با کاهش فشار و استمرار برداشت در سال‌های بعد نیز از هم‌اکنون طراحی شود. این هم‌پوشانی میان توسعه امروز و صیانت از تولید فردا، یکی از ویژگی‌های مهم برنامه فاز ۱۱ پارس جنوبی در دولت چهاردهم است.

    در بخش انتقال نیز بهره‌برداری از خط لوله خشکی جدید فاز ۱۶ پارس جنوبی انجام شد و عملیات پیگرانی هوشمند خطوط لوله زیردریایی فاز ۱۶ و خط لوله سکوی SPD11B به اجرا درآمد تا بر یکپارچگی و قابلیت اطمینان شبکه انتقال گاز به تأسیسات پالایشی بیافزاید.

    کیش در مسیر گسترش ظرفیت‌های آینده گاز

    در کنار تمرکز بر میدان مشترک پارس جنوبی، توسعه دیگر میدان‌های گازی از جمله میدان مستقل کیش نیز در دولت چهاردهم به‌عنوان یکی از محورهای مهم سبد پروژه‌های شرکت نفت و گاز پارس دنبال شده است؛ میدانی که پیشبرد آن می‌تواند در سال‌های آینده بخشی از ظرفیت تازه تولید گاز کشور را شکل دهد و دامنه فعالیت‌های توسعه‌ای شرکت را فراتر از پارس جنوبی گسترش دهد.

    در فاز نخست میدان، عملیات حفاری و تکمیل ۱۴ حلقه چاه در دستور کار قرار گرفته است. از مجموع 14 حلقه چاه تعریف شده در فاز نخست، تا کنون عملیات حفاری 10 حلقه چاه به اتمام رسیده و به میزان تولید روزانه 20 میلیون مترمکعب گاز طبیعی ظرفیت ایجاد شده است. هم‌زمان، برای تداوم توسعه میدان در مقیاسی گسترده‌تر، توسعه و بهره‌برداری از میدان گازی کیش در قالب الگوی قراردادی IPC با راهبری شرکت ملی نفت ایران در جریان است.

    قرار گرفتن این دو مسیر در کنار یکدیگر ــ ادامه عملیات حفاری و تکمیل چاه‌های فاز نخست از یک سو و تعیین تکلیف قراردادی فازهای بعدی از سوی دیگر ــ نشان‌دهنده حرکت توسعه میدان کیش در چند جبهه مکمل است. اهمیت این رویکرد در آن است که آینده سبد گاز کشور به حفظ تولید میدان‌های در حال بهره‌برداری محدود نمی‌شود و فعال‌سازی ظرفیت میدان‌های توسعه‌نیافته و نیمه‌توسعه‌یافته نیز باید هم‌زمان دنبال شود.

    پارس شمالی؛ گشایش جبهه تازه توسعه

    طرح توسعه میدان گازی پارس شمالی در دولت چهاردهم، با عبور از بخش مهمی از مطالعات و آماده‌سازی‌های مهندسی، به مرحله‌ای نزدیک‌تر به اجرا رسیده است. در این دوره، طراحی پایه توسعه میدان تکمیل شد، پروژه‌های ساخت و نصب جکت، نخستین سکوی دریایی فاز اول و حفاری چاه‌های توسعه‌ای تعیین تکلیف شد. همچنین ساخت و نصب جکت وارد مرحله اجرایی شد تا بخش فراساحل و حفاری، به‌صورت هماهنگ وارد مرحله اجرا شوند.

    در کنار این اقدامات، مطالعات تعیین مقصد گاز، سناریوهای انتقال و فرآورش، ارزیابی‌های زیست‌محیطی، پدافند غیرعامل و بسترشناسی تأسیسات دریایی نیز دنبال شد و پروژه لرزه‌نگاری سه‌بعدی برای تکمیل شناخت زیرسطحی میدان در دستور کار قرار گرفت. همچنین متروکه‌سازی هفت حلقه چاه و جمع‌آوری سازه دریایی موجود، به‌عنوان بخشی از آماده‌سازی ایمن محدوده عملیاتی، برنامه‌ریزی شده است.

    فرزاد «ب» و گشایش یک فصل تازه در توسعه میدان‌های مشترک

    در امتداد راهبرد صیانت از منافع ملی در میدان‌های مشترک، دولت چهاردهم شاهد ورود طرح توسعه میدان گازی فرزاد «ب» به مرحله‌ای تازه و عملیاتی بوده است؛ میدانی در مرز آبی ایران و عربستان که توسعه آن، از منظر شرکت نفت و گاز پارس، اهمیتی فراتر از افزودن یک پروژه جدید به سبد طرح‌های گازی کشور دارد، چرا که فرزاد «ب» نخستین تجربه عملیاتی کشور در توسعه یک حوزه مشترک گازی با عربستان به شمار می‌رود و از همین رو، پیشرفت آن را باید بخشی از گسترش دامنه مأموریت شرکت در صیانت از ذخایر مشترک خلیج فارس دانست.

    موقعیت مرزی این میدان، ضرورت تسریع در توسعه آن را دوچندان کرده است. در میدان‌های مشترک، زمان یکی از مؤلفه‌های تعیین‌کننده توسعه است و هر گام اجرایی، علاوه بر ارزش فنی و اقتصادی، مستقیماً با حفظ سهم کشور از یک مخزن مشترک پیوند می‌خورد. فرزاد «ب» نیز از این قاعده مستثنا نیست و حرکت آن پس از سال‌ها وقفه به سمت اجرا، یکی از نقاط قابل اعتنای کارنامه توسعه میدان‌های گازی در دولت چهاردهم محسوب می‌شود.

    در این دوره، فعالیت‌های مهندسی پایه طرح توسعه میدان و جانمایی پالایشگاه گازی فرزاد «ب» آغاز شد و هم‌زمان در بخش فراساحلی پروژه نیز جکت میدان نصب شد. استقرار این سازه در موقعیت دریایی، زیرساخت لازم برای ورود پروژه به مراحل بعدی توسعه و حفاری را فراهم می‌کند. گذار این طرح از مرحله مطالعات و مذاکرات به ساخت، بارگیری و نصب تجهیزات فراساحلی، به معنای عبور از یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های اجرایی میدان است.

    در طراحی توسعه میدان، پیوند میان بخش فراساحل و تأسیسات خشکی نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. بر اساس چارچوب توسعه تعریف‌شده برای فرزاد «ب»، گاز تولیدی پس از انتقال از دریا، در تأسیسات خشکی منطقه پارس ۲ دریافت و برای ادامه فرآورش در زنجیره موجود پالایشگاهی منطقه مدیریت خواهد شد؛ رویکردی که امکان بهره‌گیری از بخشی از زیرساخت‌های شکل‌گرفته در پارس جنوبی را برای توسعه این میدان جدید فراهم می‌کند.

    مجموع فعالیت‌های انجام شده، فرزاد «ب» را در دولت چهاردهم از یک پرونده دیرپای توسعه‌ای به یکی از جبهه‌های فعال صیانت از منافع گازی کشور تبدیل کرده است.

    بلال و آغاز عملیات در قلب مخزن

    در امتداد گسترش فعالیت‌های توسعه‌ای شرکت نفت و گاز پارس در خلیج فارس، میدان گازی بلال نیز در دولت چهاردهم به پیشرفت‌های قابل توجهی دست یافته است عبور از مرحله ایجاد زیرساخت‌های اولیه فراساحلی، پروژه را به نقطه‌ای رسانده که عملیات توسعه مستقیماً در مخزن دنبال می‌شود. پس از نصب پایه سکوی دریایی، دکل حفاری در موقعیت میدان مستقر شد و حفاری چاه‌ها آغاز شد. آغاز عملیات حفاری، میدان مشترک بلال را وارد یکی از تعیین‌کننده‌ترین مراحل عمر توسعه‌ای خود کرده است.

    اکنون با استقرار دکل حفاری در موقعیت و آغاز عملیات تحت‌الارضی، بخش مهمی از تمرکز پروژه به شناخت عملیاتی مخزن، تکمیل چاه‌ها و فراهم‌کردن بستر برداشت گاز اختصاص یافته است.

    سیراف پارس؛ تکمیل حلقه صادرات در زنجیره تولید

    در انتهای زنجیره عظیم تولید و فرآورش پارس جنوبی، جایی که محصول تولیدشده باید با سرعت، ایمنی و قابلیت اطمینان بالا راهی بازارهای صادراتی شود، بندر خدماتی و صادراتی سیراف پارس یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های راهبردی منطقه به شمار می‌رود. این بندر با کار و تلاش شبانه‌روزی در جبهه‌های مختلف کاری و با هدف افزایش ظرفیت صادرات گاز مایع، تسهیل عملیات بارگیری و ایجاد زیرساخت متمرکز برای پشتیبانی از تولید پالایشگاه‌های منطقه پارس ۲ توسعه یافته و با پیشرفت قابل توجه طی 2 سال اخیر، اکنون فاز دوم آن آماده بهره‌برداری رسمی است.

    سیراف پارس در گستره‌ای ۳۶۰ هکتاری شکل گرفته و احداث آن مستلزم ایجاد مجموعه‌ای وسیع از زیرساخت‌های دریایی و خشکی بوده است؛ از بیش از ۴.۷ میلیون مترمکعب عملیات لایروبی و ساخت حدود پنج کیلومتر موج‌شکن شرقی و غربی تا ایجاد دهانه ورودی ۴۱۵ متری که امکان تردد هم‌زمان دو کشتی اقیانوس‌پیما را فراهم می‌کند. در بخش انتقال نیز ۱۳ کیلومتر خط لوله زیرزمینی میعانات گازی و ۵۳ کیلومتر خطوط انتقال LPG احداث شده و هزاران تن سازه فلزی، ساختمان‌های صنعتی و تأسیسات یوتیلیتی، زیرساخت عملیاتی این بندر را تکمیل کرده‌اند.

    دو اسکله صادراتی فعال بندر، هر یک با ظرفیت بارگیری ۲ هزار و ۵۰۰ مترمکعب در ساعت، توان صادرات پروپان و بوتان را به‌طور محسوسی افزایش داده‌اند. توسعه این ظرفیت، علاوه بر دو برابر کردن توان صادراتی بندر، امکان کاهش ترافیک دریایی، کوتاه‌تر شدن زمان انتظار شناورها و افزایش سرعت گردش عملیات صادراتی را فراهم کرده است.

    در فاز جدید توسعه، ارتقای بهره‌وری و کاهش اتلاف محصول نیز در مرکز توجه قرار گرفته است. راه‌اندازی تأسیسات آب‌شیرین‌کن به نتیجه رسید. همچنین راه‌اندازی کمپرسورهای بازیافت بخارات پروپان و بوتان، امکان بازگرداندن بخارات حاصل از عملیات بارگیری به چرخه فرآیند و جلوگیری از هدررفت محصول را فراهم می‌کند. این رویکرد، توسعه ظرفیت صادرات را با الزامات زیست‌محیطی و بهره‌وری عملیاتی پیوند می‌دهد.

    بخش دیگری از فاز توسعه‌ای بندر سیراف پارس به زنجیره ذخیره‌سازی و صادرات گوگرد اختصاص دارد. احداث دو سوله با ظرفیت مجموع ۴۳ هزار تن، زیرساخت لازم برای پشتیبانی از تولید روزانه حدود ۲ هزار و ۲۰۰ تن گوگرد دانه‌بندی‌شده را فراهم کرده است. تمرکز این عملیات در سیراف، علاوه بر تسهیل صادرات، حجم جابه‌جایی زمینی میان مناطق پارس ۱ و پارس ۲ را کاهش می‌دهد و با محدود کردن حمل جاده‌ای و پراکندگی گوگرد، آثار سوء زیست‌محیطی این زنجیره را نیز کاهش می‌دهد.

    اجرای این طرح با حدود ۵۵۰ میلیون دلار سرمایه‌گذاری همراه بوده و در دوران ساخت برای بیش از یک‌هزار نفر اشتغال ایجاد کرده است. ثبت ۱۳ میلیون نفرساعت کار ایمن نیز مقیاس عملیات اجرایی پروژه را در کنار الزامات سخت‌گیرانه HSE نشان می‌دهد.

    با تکمیل فاز دوم، بندر صادراتی و خدماتی سیراف پارس به گره لجستیکی میان تولید، ذخیره‌سازی، بارگیری و صادرات محصولات پارس جنوبی تبدیل شده است. این زیرساخت راهبردی، افزایش ظرفیت صادرات محصولات جانبی میدان مشترک پارس جنوبی و ارتقای بهره‌وری عملیات دریایی را در یک زنجیره واحد به هم پیوند داده است. از این منظر، بهره‌برداری از فاز دوم سیراف پارس را می‌توان تکمیل یکی از حلقه‌های مهم زنجیره ارزش گاز در منطقه دانست؛ حلقه‌ای که تولید در پالایشگاه را به بازار صادرات و درآمد ارزی کشور متصل می‌کند.

    نیروگاه سیکل ترکیبی بعثت؛ پشتوانه برق پایدار برای استمرار تولید

    پایداری تولید در بزرگ‌ترین قطب گازی کشور به زیرساخت‌هایی متکی است که اختلال در هر یک از آنها می‌تواند زنجیره تولید را تحت تأثیر قرار دهد. در میان این زیرساخت‌ها، برق جایگاهی تعیین‌کننده دارد و نیروگاه سیکل ترکیبی بعثت به‌عنوان یکی از مهم‌ترین طرح‌های پشتیبان تولید، برای تقویت قابلیت اطمینان شبکه برق منطقه و تأمین پایدار انرژی مورد نیاز تأسیسات صنعتی عسلویه و کنگان توسعه یافته است.

    این نیروگاه با بیش از ۴۲۰ میلیون یورو سرمایه‌گذاری و سه بلوک سیکل ترکیبی، در مجموع ۴۸۰ مگاوات ظرفیت تولید برق را در اختیار شبکه قرار می‌دهد و تأمین برق پالایشگاه‌های فازهای ۱۲، ۱۳، ۱۴، ۱۹ و ۲۲ تا ۲۴ پارس جنوبی، مجتمع پالایشگاهی سیراف و بخشی از مجتمع‌های پتروشیمی منطقه را پشتیبانی می‌کند. بهره‌گیری از بویلرهای بازیافت حرارتی و استفاده از انرژی گازهای خروجی توربین‌های گازی برای تولید بخار، امکان تولید برق بیشتر بدون مصرف سوخت اضافی را فراهم کرده و راندمان نیروگاه را از حدود ۳۰ درصد به بیش از ۵۰ درصد رسانده است.

    در دولت چهاردهم، دو بلوک نخست بخش سیکل ترکیبی پس از تکمیل فرآیندهای فنی و رفع محدودیت‌های عملیاتی به ظرفیت کامل رسیدند و آخرین بلوک بخش سیکل ترکیبی این نیروگاه نیز به ظرفیت کامل عملیاتی رسیده و آماده بهره‌برداری رسمی است. تکمیل این طرح، ضریب اطمینان شبکه برق در دو منطقه راهبردی عسلویه و کنگان را افزایش داده و پشتوانه مطمئن‌تری برای استمرار فعالیت پالایشگاه‌ها و تأسیسات حیاتی پارس جنوبی فراهم کرده است.

    برق تولیدی این نیروگاه از طریق خطوط دومداره ۴۰۰ کیلوولت در مسیری به طول ۶۷ کیلومتر تا کنگان منتقل و پس از تبدیل به سطح ولتاژ ۱۳۲ کیلوولت در شبکه صنعتی منطقه توزیع می‌شود. همچنین واحد آب‌شیرین‌کن MED نیروگاه با ظرفیت ۸ هزار مترمکعب در روز که به تازگی به بهره‌برداری رسید، یکی دیگر از نیازهای زیرساختی این پهنه صنعتی را تأمین می‌کند.

    تاب‌آوری پیش از بحران ساخته می‌شود

    بخش کمتر دیده‌شده اما قابل اهمیت این کارنامه، برنامه مستمر نگهداشت تأسیسات فراساحلی میدان مشترک پارس جنوبی در خلیج فارس است. اجرای تعمیرات سالانه سکوها و خطوط لوله زیردریایی، پروژه هم‌فشارسازی چاه‌ها، کاهش متوسط زمان توقف تولید سکوها در تعمیرات اساسی و ایمن‌سازی چاه‌ها با نصب شیرهای ایمنی ثانویه درون‌چاهی، بخشی از اقداماتی است که قابلیت اطمینان شبکه تولید را پیش از رسیدن فصل اوج مصرف افزایش داده است.

    در بخش خطوط انتقال نیز پیگرانی متواتر خطوط لوله زیردریایی ادامه یافته و در کنار اجرای پیگرانی هوشمند در برخی خطوط، قراردادهای مربوط به گسترش این نوع پایش منعقد شده است. بر اساس این گزارش، تا مرداد ۱۴۰۵ عملیات تعمیرات اساسی 18 سکوی گازی پارس جنوبی تکمیل شده و بخش عمده سکوهای فراساحلی برای ورود به فصل سرما آماده و تجهیز شده‌اند.

    این فعالیت‌های گسترده در دریا شاید در مقایسه با افتتاح یک پروژه یا ثبت یک رکورد تولید کمتر در معرض دید قرار گیرند، اما بخش مهمی از مفهوم تاب‌آوری دقیقاً در همین لایه شکل می‌گیرد؛ در آماده نگه داشتن نزدیک به 40 سکوی دریایی، پایش مستمر خطوط لوله، کوتاه کردن توقف‌های تولید سکو و ایجاد امکان واکنش سریع هنگامی که شبکه تولید با یک وضعیت پیش‌بینی‌نشده روبه‌رو می‌شود.

    دو سال در تراز امنیت انرژی

    دو سال فعالیت در دولت چهاردهم به آزمونی برای شرکت نفت و گاز پارس تبدیل شد؛ شرکتی که در عین حال که باید پیامدهای جنگ را مدیریت می‌کرد، ظرفیت‌های آسیب‌دیده را نیز به مدار بازمی‌گرداند و اجازه نمی‌داد برنامه‌های توسعه‌ای متوقف شوند. حاصل این دوره نشان داد تاب‌آوری در پارس جنوبی در پیوستگی و درهم‌تنیدگی زنجیره‌ای از تصمیم‌های مهندسی، عملیات فراساحلی، حفاری، نگهداشت، بازسازی و توسعه و غیرت و تلاش و تخصص کارکنان متعهد و دلسوز صنعت نفت معنا یافته است. این زنجیره مقاوم و استوار در دشوارترین روزهای کشور نیز اجازه نداد شریان اصلی تأمین انرژی ایران از حرکت بایستد.

    https://www.mashalnews.ir/?p=23227
    Instagram Telegram
    تمامی حقوق برای پایگاه خبری مشعل نیوز محفوظ است

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.